اینجا آسمان ابریست آنجا را نمی دانم

سلام خدمت دوستای عزیزم

این چند وقت نتونستم بیام و براتون بنویسم

ایشالا حال همگی خوب باشه

شب یلدا هم که نزدیکه.

شب یلدا همیشه برام قشنگ و دوست داشتنی بوده اما هفت سالی میشه که یه رنگ و بوی دیگه گرفته یه جورایی وقتی به شب یلدا نزدیک میشم همه خاطرات خوب و قشنگ اون روزا واسم زنده میشه نمی دونین چه روزایی بود با همه سختیش زیبا  و دوست داشتنی بود.

دردم از یار است و درمان نیز هم

دل فدای او شد و جان نیز هم

این که می گویند آن خوشتر ز حسن

یار ما این دارد و آن نیز هم

این شعر منو همیشه یاد اولین سالی میندازه که یلدا با مهدی بودم البته نه حضور فیزیکی فقط دلامون پیش هم بود و این فالی بود که اون شب براش گرفتم.

امسالم خداروشکر پیش هستیم. مهدی جونم امسال کُرسی گرفته شب یلدا با کرسی خیلی می چسبه.

زیباترین بهانه ی لحظه های زندگی ام ،

به برکت وجود تو بود که طعم زندگی را چشیدم



یلدا نام فرشته ای است، بالا بلند، با تن پوشی از شب و دامنی از ستاره

یلدا نرم نرمک با مهر آمده بود

با اولین شب پاییز آمده بود

و هر شب ردای سیاهش را قدری بیشتر بر سر آسمان می کشید

تا آدمها زیر گنبد کبود آرامتر بخوابند

یلدا هر شب بر بام آسمان و در حیاط خلوت خدا راه می رفت

و لا به لای خواب های زمین لالایی اش را زمزمه می کرد

گیسوانش در باد می وزید و شب به بوی او آغشته می شد

یلدا شبی از خدا پاره ای آتش قرض گرفت

آتش که می دانی، همان عشق است

یلدا آتش را در دلش پنهان کرد تا شیطان آن را ندزدد

آتش در وجود یلدا بارور شد

فرشته ها به هم گفتند:

یلدا آبستن است. آبستن خورشید

و هر شب قطره قطره خونش را به خورشید می بخشد

و شبی که آخرین قطره را ببخشد، دیگر زنده نخواهد ماند

فرشته ها گفتند:

فردا که خورشید به دنیا بیاید یلدا خواهد مرد

یلدا آفرینش را تکرار می کند

راستی فردا که خورشید را دیدی به یاد بیاور که او دختر یلداست

و یلدا نام همان فرشته ای است که روزی از خدا پاره ای آتش قرض گرفت

 

ایشالا که امسال یلدا به همه خوش بگذرهقلب

 

پ ن: راستی نظرتون در مورد قالب و موزیک چیه؟

نوشته شده در ۱۳٩٠/٩/٢۸ساعت ۱٢:٥٤ ‎ب.ظ توسط باران نظرات () |

 دلم دریاچه ی غم شد دوباره
قد آیینه ها خم شد دوباره
صدای سنج و دمام اومد از دور
بخون ای دل محرم شد دوباره

پ ن 1- سلام به دوستای خوبم ایشالا که عزاداریاتون قبول باشه

پ ن 2- محرما چه صفایی داره ایشالا قسمت بشه همچین روزایی کربلا باشیم

پ ن 3- بهترین سفری که تو عمرم داشتم سفر کربلا بوده من پارسال 15 تا  21 اسفند کربلا بودم واقعا آرزو دارم دوباره قسمتم بشه برم. آدم تا نرفته ندیده دلش می خواد بره اما وقتی میره دیگه بی قرارتر میشه وقتی اسم امام حسین و حضرت ابوالفضل میاد دلت میلرزه. ایشالا قسمت همه اونایی که نرفتن بشه و ببینن چه حالی داره. کاش دوباره قسمتم بشه...

پ ن 4- دوستای خوبم تو این روز و شبای عزیز ازتون التماس دعای مخصوص دارم منم شما رو دعا می کنم ایشالا که همگی جاجت روا بشیم

نوشته شده در ۱۳٩٠/٩/۱٢ساعت ۸:٥۳ ‎ق.ظ توسط باران نظرات () |

تا کجای قصه ها باید ز دلتنگی نوشت

تا به کی بازیچه بودن در دو دست سرنوشت

تا به کی با ضربه های درد باید رام شد

یا فقط با گریه های بیقرار آرام شد

بهر دیدار محبت تا به کی در انتظار

خسته ام از زندگی با غصه های بیشمار



ناودانها شرشر باران بی صبری است

آسمان بی حوصله حجم هوا ابری است

کفشهایی منتظر در چارچوب در

کوله باری مختصر لبریز بی صبری است

پشت شیشه می تپد پیشانی یک مرد

در تب دردی که مثل زندگی جبری است

وسرانگشتی به روی شیشه های مات

بار دیگر می نویسد:(خانه ام ابری است)

(قیصر امین پور)

نوشته شده در ۱۳٩٠/٩/٤ساعت ٥:٤۸ ‎ب.ظ توسط باران نظرات () |

Design By : Mihantheme